حسنك كجايي؟!  بيا با غيرت!  كبري تنهاست

 

نمي تواند تصميم بگيرد

بيا

كبري !

خواهر معصوم من!

تو را از كتابها حذف می كنند

راست مي گويند

الان 30 سال است كه می خواهی تصميم بگيري

حوصله شان را سر برده اي

تصميم بگير ديگر!

زمان ازدواجت گذشته است.

مقصر خودت بودي!

آژير قرمز كه پخش شد

تو دودل ماندي

تصميم نگرفتي

و زير آوار جنگ نرم ماندي!

تصميم بگير!



( متن کاملو در ادامه ی مطب بخوانید...)

ادامه نوشته

"دو عشق از هر احساسی زیباتر است

دو احساس از هر عشق زیباتر است

 یکی میهن

 و دیگری مادر است

به خاک دل سرزمینم قسم که جز این دو گر دم زنم نا کسم...."

در نکوهش دروووغ

دروووووووووود...

نوروزتان پیروز...


یه مطلب دوست داشتنی به پستم خورده ، می خوام بذارمش شمام بخونید ... اما گفتم قبلش اینو بگم که واژه ی افسانه برای این نوشته درست تره ...

نمی دونم چرا ماها (ایرووونیا رو میگم) دوست داریم درمورد چیزایی که پر طرفدارن داستان سرایی کنیم ! ( همین کارا رو کردیم که از چهار تا آدم معمولی بت ساختیم _ در باب مذهب عرض کردم  _ ) ... همه می دونیم که موقعی که جامعه دچار کمبود می شه افراد رو میارن به اسطوره های تاریخی ( این دوره از تاریخ ایران ، عجیب کمبود اسطوره حس میشه !!!!) خلاصه که از اون دسته ی افراد دوست داشتنی برای ایرانیا ( شاید فوق ستاره ی تکرار نشدنی ) " کوروش بزرگ " پادشاه دادگر هخامنشیه ... جدیدا داستان های باور نکردنی _ و پر از نقیض های تاریخی _ تو همه ی وبلاگا و سایت ها و حتی ( متاسفانه ) توی برخی از کتابا به چشمم می خوره !! که این خیال پردازیا نه تنها محبوبیت بیشتر چهره های بزرگ ایرانو به دنبال نداره بلکه باعث ورود دروغ و بزرگ نمایی و حتی جاهایی خرافات به تاریخ این مرزو بوم می شه ! ... پس برای جلوگیری از این خطر بزرگ از همین ابتدا دست به کار شیم  ...

و امــــــــــــا...

این داستان ،یکی از قصه های جالبی بود (حداقل از نظر من) که در اون  قهرمان داستان " کوروش بزرگ "ـــه! با وجود اطمینان از عدم صحت این داستان (و ذکر چند باره ی این موضوع که این نوشته خیال پردازی هنرمندانه ی یک نویسنده است ..) می تونید این داستان زیبا را در " ادامه ی مطلب " بخونید....

ادامه نوشته