دروووووووووود...
نوروزتان پیروز...
یه مطلب دوست داشتنی به پستم خورده ، می خوام بذارمش شمام بخونید ... اما گفتم قبلش اینو بگم که واژه ی افسانه برای این نوشته درست تره ...
نمی دونم چرا ماها (ایرووونیا رو میگم) دوست داریم درمورد چیزایی که پر طرفدارن داستان سرایی کنیم ! ( همین کارا رو کردیم که از چهار تا آدم معمولی بت ساختیم _ در باب مذهب عرض کردم _ ) ... همه می دونیم که موقعی که جامعه دچار کمبود می شه افراد رو میارن به اسطوره های تاریخی ( این دوره از تاریخ ایران ، عجیب کمبود اسطوره حس میشه !!!!) خلاصه که از اون دسته ی افراد دوست داشتنی برای ایرانیا ( شاید فوق ستاره ی تکرار نشدنی ) " کوروش بزرگ " پادشاه دادگر هخامنشیه ... جدیدا داستان های باور نکردنی _ و پر از نقیض های تاریخی _ تو همه ی وبلاگا و سایت ها و حتی ( متاسفانه ) توی برخی از کتابا به چشمم می خوره !! که این خیال پردازیا نه تنها محبوبیت بیشتر چهره های بزرگ ایرانو به دنبال نداره بلکه باعث ورود دروغ و بزرگ نمایی و حتی جاهایی خرافات به تاریخ این مرزو بوم می شه ! ... پس برای جلوگیری از این خطر بزرگ از همین ابتدا دست به کار شیم ...
و امــــــــــــا...
این داستان ،یکی از قصه های جالبی بود (حداقل از نظر من) که در اون قهرمان داستان " کوروش بزرگ "ـــه! با وجود اطمینان از عدم صحت این داستان (و ذکر چند باره ی این موضوع که این نوشته خیال پردازی هنرمندانه ی یک نویسنده است ..) می تونید این داستان زیبا را در " ادامه ی مطلب " بخونید....